علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
212
آيين حكمرانى ( فارسى )
ديگرى آنكه مسأله به انتخاب نمازگزاران واگذار شود تا خود يكى را برگزينند . نصب مؤذنان در دايرهء اختيارات امامى كه از سوى حكومت گمارده شده است جاى مىگيرد مگر زمانى كه به بازداشتن امام از اين امر تصريح شده باشد ؛ چه ، اذان از مستحبات نمازى است كه امام به برپاداشتن آن گمارده شده و از همين روى نيز تعيين مؤذنان در قلمرو ولايت اوست . امام جماعت منصوب حق دارد برپايهء اجتهاد خود در مورد وقت و اذان ، مؤذنان را به شيوهء خاصى الزام كند . براى نمونه اگر شافعى مسلك و به تعجيل در نماز در اولين زمان ممكن و همچنين تكرار در بندهاى اذان و عدم تكرار در اقامه معتقد باشد مؤذنان را نيز بر همين شيوه مىدارد ، هرچند ديدگاه آنان بر خلاف اين باشد . يا اگر حنفى مسلك و به جواز تأخير نماز تا آخر وقت مگر در مورد نماز مغرب معتقد باشد يا بر اين عقيده باشد كه بايد از تكرار فصول در اذان پرهيز كرد و فصول اقامه را دو دو گفت مؤذنان را بر همين شيوه مىدارد ، هرچند ديدگاه آنان بر خلاف اين باشد . امام جماعت در احكام نماز هم برپايهء اجتهاد خود عمل مىكند . براى نمونه اگر شافعى مسلك و به جهر در « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » * و نيز قنوت در نماز صبح معتقد باشد نه حكومت مىتواند او را از اين شيوه باز بدارد و نه نمازگزاران حق دارند در اينباره با او مخالفت كنند . يا اگر حنفى مسلك و به ترك قنوت در نماز صبح و يا ترك جهر در « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » * معتقد باشد به رأى خود عمل مىكند و در اين كار با او مخالفتى نمىشود . در اين دو مسأله تفاوت ميان نماز و اذان آن است كه امام جماعت نماز را در حق خود انجام مىدهد و بنابراين جايز نيست در اجتهادش با او مخالفت شود [ و به شيوهاى مخالف آنچه اجتهادش اقتضا دارد وادار گردد ] ، درحالى كه مؤذن براى ديگران اذان مىگويد و به همين دليل جايز است به شيوهاى جز آنچه اجتهاد خود اوست واداشته شود . در عين حال ، اگر مؤذن دوست داشته باشد كه براى خود برپايهء اجتهاد خويش اذان بگويد مىتواند پس از اذان عمومى ، اذانى ديگر نيز برپايهء اجتهاد خويش براى خود بگويد و البته در گفتن اين اذان صداى خود را بلند نكند ، بلكه آن را با صداى آهسته بر زبان آورد . فصل : [ ويژگىهاى لازم در امام مساجد دولتى ] ويژگىهايى كه لازم است در اين امام جماعت به هنگام گماردن او وجود داشته باشد پنج چيز است : اينكه مرد ، عادل ، داراى قرائت درست و برخوردار از آگاهى دينى باشد و زبان او